روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

63

شرح شطحيات ( فارسى )

و تلبيس عشق بود عاشق را از معشوق ، زيادتى محبّت را و رسوخ توحيد بعد از انكشاف رسوم عشق عاشق را 18 فصل « 4 » ( خلق اللّه آدم على صورته ) ( 101 ) امّا معنى « خلق اللّه » خبر بود از تجلّى عين جمع عين تفرقه را تا تخلّق يابد - عاشق بصفات معشوق . آدم را تجلّى كرد بجميع صفات - نحو تجلّى جميع صفات - بيرون آورد « 8 » . آنگاه از سرّ ذات بر جانش تجلّى كرد . عشق آدم را نعوت عشق آمد ، و حق را در عشق تنزيه صفت بىزمان زمان اوليّت بر زمان آدم كرد ، و در زمانى مخصوص او را در دايرهء تنزيه بسرّ ذات ملتبس كرد ، تا از قدم همرنگ قدم آمد . آن قِدم بود نه عدم ، آن حق بود نه آدم ، و حديث « رأيت ربّى » حقّ فعل را بقدم بياراست . نور ذات در نور صفات ملتبس شد . آنگاه ذات در فعل تجلّى كرد . فعل ذات شد . خود را چون محمّد بمحمّد نمود . محمّد پيرايه بود ، و حق را صفت در قدم رسم مجهول نيست . از معاينات كون بىتجلّى قدم هيچ موجود نيست . اگر بدانى همه اوست ، قديم محدث نگردد ، ليكن يرى هيئته كيف شاء . جمال قدم در آينهء فعل بعاشق نمود ، تا وجودش جملگى عشق گرداند . اين از معشوق عاشقان را سنّت است . وجدان برد انامل تجلّى سرّ ظل مشاهدهء بقاست در مقام يقين ، تا مستقيم شود مرد در حقيقت .

--> ( 4 ) فصل S : قال M ( 8 ) آورد S : - M